مهاجرت از VMware به Proxmox یعنی انتقال ماشینهای مجازی ESXi به Proxmox VE بدون نصب دوباره سرویسها. از نسخه 8.2 به بعد، ابزار داخلی Import Wizard مستقیم به هاست ESXi وصل میشود و ماشین را همراه تنظیماتش منتقل میکند. با این حال، نتیجه کار به فهرستبرداری دقیق، آمادهسازی درایور VirtIO و داشتن برنامه بازگشت بستگی دارد.
مراحل زیر برای مدیران زیرساختی نوشته شده که با ESXi و vCenter کار کردهاند. اگر با مفاهیم پایه آشنا نیستید، ابتدا مجازیسازی چیست و چگونه کار میکند را بخوانید. دستورها و مسیرهای منو بر اساس مستندات رسمی مهاجرت Proxmox در زمان نگارش (شهریور ۱۴۰۵، همزمان با Proxmox VE 9.2) نوشته شدهاند؛ پیش از اجرا روی محیط عملیاتی، آنها را روی یک ماشین آزمایشی امتحان کنید.
دلایل مهاجرت از VMware به Proxmox
محرک اصلی بیشتر پروژههای مهاجرت، تغییر مدل لایسنس VMware پس از خرید این شرکت توسط Broadcom است. در آذر ۱۴۰۲ (دسامبر ۲۰۲۳) اعلام شد که فروش لایسنس دائمی (Perpetual) و تمدید پشتیبانی آن متوقف میشود و محصولات VMware فقط بهصورت اشتراکی عرضه میشوند (اطلاعیه رسمی VMware). همزمان، محصولات در چند بسته بزرگتر مانند VMware Cloud Foundation و vSphere Foundation تجمیع شدند و برای بسیاری از سازمانها هزینه و پیچیدگی تمدید بیشتر شد.
نسخه رایگان ESXi هم در سال ۲۰۲۴ از دسترس خارج شد. Broadcom در فروردین ۱۴۰۴ (آوریل ۲۰۲۵) با انتشار ESXi 8.0 Update 3e دوباره یک نسخه رایگان ارائه کرد، اما این نسخه برای محیطهای سازمانی که به vCenter، پشتیبانی رسمی و قابلیتهایی مانند HA نیاز دارند جایگزین مناسبی نیست. برای سازمانهای ایرانی، محدودیتهای تحریمی هم خرید رسمی اشتراک و دسترسی به پورتال پشتیبانی و وصلههای امنیتی را دشوارتر میکند.
در مقابل، Proxmox VE یک پلتفرم متنباز مبتنی بر Debian است که هایپروایزر KVM، کانتینرهای LXC، کلاسترینگ، High Availability، ذخیرهسازی ZFS و Ceph و رابط وب مدیریتی را یکجا دارد. خود نرمافزار رایگان است و همه این قابلیتها بدون اشتراک کار میکنند؛ اشتراک پولی برای دسترسی به مخزن Enterprise و پشتیبانی رسمی است.
چه زمانی مهاجرت را عقب بیندازیم؟
Proxmox برای همه سناریوها جایگزین یکبهیک VMware نیست. اگر زیرساخت شما بهشدت به NSX، vSAN یا ابزارهای اتوماسیون اختصاصی VMware وابسته است، یا نرمافزاری دارید که سازندهاش فقط روی vSphere آن را پشتیبانی میکند، ابتدا جایگزین این وابستگیها را مشخص کنید. اگر تیم فنی هنوز با لینوکس، Bridge شبکه و ZFS یا Ceph آشنا نیست، زمان آموزش را هم در برنامه ببینید؛ آموزش کانفیگ سرور Proxmox VE برای شروع مناسب است.
مقایسه VMware vSphere و Proxmox VE در یک نگاه
| موضوع | VMware vSphere | Proxmox VE |
|---|---|---|
| مدل لایسنس | فقط اشتراکی (پس از تغییرات Broadcom) | متنباز و رایگان؛ اشتراک اختیاری برای مخزن Enterprise و پشتیبانی |
| هایپروایزر | ESXi | KVM/QEMU بههمراه کانتینر LXC |
| مدیریت متمرکز | vCenter Server بهصورت ماشین جداگانه | رابط وب داخلی روی هر نود، بدون سرور مدیریت جدا |
| ذخیرهسازی | VMFS، vSAN، NFS، iSCSI | ZFS، Ceph، LVM و LVM-thin، NFS، iSCSI، CIFS |
| فرمت دیسک | VMDK | raw و qcow2 |
| بکاپ | معمولاً ابزار شخص ثالث | vzdump داخلی و یکپارچگی با Proxmox Backup Server |
| جابهجایی زنده | vMotion | Live Migration بین نودهای کلاستر |
| High Availability | vSphere HA | HA Manager داخلی (کلاستر حداقل سهنودی یا QDevice برای کوروم) |
مرحله ۱: فهرستبرداری و برنامهریزی مهاجرت
بیشتر مشکلات مهاجرت از اطلاعاتی میآید که پیش از انتقال ثبت نشده است. پیش از هر کاری، برای هر ماشین مجازی یک ردیف در جدول فهرستبرداری بسازید و این موارد را ثبت کنید:
- سیستمعامل و نسخه دقیق آن
- حالت بوت: BIOS قدیمی یا UEFI، و فعال بودن Secure Boot یا vTPM
- تعداد و حجم دیسکها، Datastore محل نگهداری و وجود Snapshot
- کنترلر دیسک فعلی (مثلاً PVSCSI یا LSI Logic) و مدل کارت شبکه (مثلاً VMXNET3)
- تنظیمات شبکه: IP، Gateway، DNS، VLAN و Port Group متصل
- آدرس MAC، بهخصوص اگر در DHCP رزرو شده یا لایسنس نرمافزاری به آن وابسته است
- وابستگیها: کدام سرویسها باید همزمان یا به ترتیب منتقل شوند
- حداکثر زمان قطعی قابل قبول و بازه زمانی مجاز برای انجام کار
طراحی شبکه و ذخیرهسازی مقصد
در Proxmox، ماشینها به Bridgeهای لینوکسی مانند vmbr0 وصل میشوند. اگر در VMware چند Port Group با VLANهای مختلف دارید، سادهترین معادل یک Bridge با گزینه VLAN aware است که شماره VLAN روی کارت شبکه هر ماشین تنظیم میشود. برای ذخیرهسازی هم پیش از مهاجرت تصمیم بگیرید: ZFS محلی برای نودهای مستقل، Ceph برای کلاستر با ذخیرهسازی توزیعشده، یا NFS و iSCSI اگر استوریج مرکزی دارید.
ترتیب انتقال ماشینها
با یک یا دو ماشین کماهمیت شروع کنید تا فرایند و مشکلات احتمالی درایور را بشناسید؛ مستندات Proxmox هم تمرین روی ماشینهای آزمایشی را توصیه میکند. سپس ماشینها را در موجهای کوچک و بر اساس وابستگی منتقل کنید و سرویسهایی مانند دیتابیس و Domain Controller را که بقیه به آنها وابستهاند برای آخر نگه دارید.
مرحله ۲: آمادهسازی ماشینهای مجازی در VMware
پیش از خاموش کردن ماشین مبدأ، این کارها را به ترتیب انجام دهید:
- یک بکاپ کامل و قابل بازیابی از ماشین بگیرید؛ برنامه بازگشت به همین بکاپ متکی است.
- Snapshotهای قدیمی را Consolidate یا حذف کنید؛ طبق مستندات Proxmox، وجود Snapshot سرعت ایمپورت را بهطور محسوسی کاهش میدهد.
- تنظیمات شبکه داخل سیستمعامل (IP، ماسک، Gateway، DNS و نام کارت شبکه) را یادداشت کنید، چون کارت شبکه جدید این تنظیمات را نخواهد داشت.
- اگر دیسک ماشین رمزگذاری شده یا vTPM دارد، رمزگذاری را پیش از انتقال بردارید؛ دیسکهای رمزگذاریشده و دیسکهای روی vSAN با Import Wizard منتقل نمیشوند.
- VMware Tools را حذف کنید؛ در صورت بازگشت به VMware میتوانید دوباره آن را نصب کنید.
نکات ماشینهای لینوکسی
کرنل توزیعهای جدید درایورهای VirtIO را دارد، اما initramfs در توزیعهای خانواده Red Hat معمولاً فقط ماژولهای سختافزار فعلی را شامل میشود؛ در نتیجه ماشین پس از انتقال ممکن است با خطای dracut timeout بوت نشود. برای جلوگیری، پیش از خاموش کردن ماشین در VMware این دستورها را اجرا کنید. اگر پیش از مهاجرت کرنل جدیدی نصب میکنید، دستور dracut را بعد از آن اجرا کنید.
# RHEL / Rocky Linux / AlmaLinux
sudo dnf remove -y open-vm-tools
sudo dnf install -y qemu-guest-agent
sudo dracut -f --add-drivers "virtio_pci virtio_blk virtio_scsi virtio_net"
# Debian / Ubuntu
sudo apt remove -y open-vm-tools
sudo apt install -y qemu-guest-agentدر فایل fstab، اگر دیسکها با نامهایی مثل /dev/sdb معرفی شدهاند، آنها را به UUID تغییر دهید؛ اگر دیسکی را روی VirtIO Block قرار دهید، نامش به /dev/vdX تغییر میکند و Mount آن شکست میخورد. شناسه UUID هر پارتیشن را با دستور blkid ببینید.
نکات ماشینهای ویندوزی
ویندوز درایور کنترلر VirtIO را بهصورت پیشفرض ندارد. اگر دیسک بوت را مستقیم روی VirtIO SCSI قرار دهید، به احتمال زیاد با صفحه آبی INACCESSIBLE_BOOT_DEVICE روبهرو میشوید. برای همین مستندات Proxmox توصیه میکند در اولین بوت، باس دیسک روی SATA یا IDE باشد و پس از نصب درایورها به VirtIO SCSI تغییر کند.
فایل ISO درایورها (virtio-win) را طبق راهنمای رسمی درایورهای VirtIO ویندوز دریافت و روی استوریج ISO در Proxmox قرار دهید. از قبل هم بررسی کنید که ویندوز یا نرمافزارهای نصبشده پس از تغییر سختافزار مجازی به فعالسازی مجدد نیاز دارند یا نه.
مرحله ۳: انتقال ماشین مجازی به Proxmox
Proxmox چند روش رسمی برای انتقال دارد و جدول زیر نشان میدهد هر کدام برای چه ماشینی مناسب است:
| روش | مناسب برای | نکته مهم |
|---|---|---|
| Import Wizard (استوریج ESXi) | بیشتر ماشینها وقتی هاست ESXi در دسترس است | اتصال مستقیم به هاست ESXi بسیار سریعتر از اتصال از طریق vCenter است |
| ایمپورت OVF یا OVA | ماشینهایی که قبلاً Export شدهاند یا هاست مبدأ در شبکه در دسترس نیست | از Proxmox VE 8.3 در رابط وب هم ممکن است؛ در خط فرمان با qm importovf |
| ایمپورت دیسک VMDK | وقتی فقط فایل دیسک در اختیار دارید | ماشین مقصد دستی ساخته و دیسک با qm disk import اضافه میشود |
| Attach Disk و Move Disk | ماشینهای حساس به قطعی با استوریج اشتراکی | ماشین از روی VMDK اشتراکی بوت میشود و دیسک در حال کار جابهجا میشود |
روش اول: انتقال با Import Wizard
این ابزار از Proxmox VE 8.2 به رابط وب اضافه شد و طبق مستندات رسمی، روی ESXi نسخه 6.5 تا 8.0 آزمایش شده است. ماشین مبدأ باید خاموش باشد.
- در رابط وب Proxmox به مسیر Datacenter → Storage → Add بروید و گزینه ESXi را انتخاب کنید.
- آدرس IP یا نام هاست ESXi و نام کاربری و رمز یک حساب مدیر را وارد کنید. اگر گواهی ESXi خودامضا است، گزینه Skip Certificate Verification را فعال کنید.
- استوریج جدید را در درخت سمت چپ انتخاب کنید تا فهرست ماشینهای مجازی نمایش داده شود.
- ماشین مورد نظر را انتخاب و روی دکمه Import کلیک کنید.
- دستکم استوریج مقصد دیسکها و Bridge شبکه را مشخص کنید.
- در تب Advanced میتوانید برای هر دیسک استوریج جداگانه، مدل و Bridge هر کارت شبکه و ISO جدید برای CD-ROM تعیین کنید یا برخی دیسکها و کارتها را از انتقال کنار بگذارید. برای ماشین ویندوزی، باس دیسک را از SCSI به SATA تغییر دهید.
- خلاصه تنظیمات نهایی را بررسی و Import را تأیید کنید. پیشرفت کار در بخش Tasks نمایش داده میشود.
گزینه Live Import ماشین را بلافاصله در Proxmox روشن و دادهها را در پسزمینه منتقل میکند. قطعی کمتر میشود، اما اگر انتقال با خطا متوقف شود، دادههای نوشتهشده در این فاصله از دست میروند؛ پس فقط با شبکه پایدار و بکاپ معتبر از آن استفاده کنید.
روش دوم: ایمپورت فایل OVF یا OVA
اگر ماشین را با ESXi Host Client یا ابزار VMware OVF Tool بهصورت OVF خروجی گرفتهاید، فایلها را روی نود Proxmox کپی و با دستور qm importovf ایمپورت کنید. فرمت کلی دستور qm importovf <vmid> <file.ovf> <storage> است:
# Export from ESXi with VMware OVF Tool (on a machine with ovftool installed)
ovftool vi://root@192.168.10.5/web01 /mnt/export/
# Import on the Proxmox node
qm importovf 120 /mnt/export/web01/web01.ovf local-zfsفایل OVA یک آرشیو tar از همین فایلهاست و میتوانید آن را با tar -xvf web01.ova باز کنید. از Proxmox VE 8.3 به بعد، ایمپورت مستقیم OVA و OVF از استوریجهای فایلمحور در رابط وب هم وجود دارد. دستور qm importovf پیکربندی پایه یعنی CPU، حافظه و دیسکها را میسازد؛ کارت شبکه را پس از ایمپورت بررسی و در صورت نبودن، دستی اضافه کنید.
روش سوم: ایمپورت مستقیم دیسک VMDK
اگر فقط فایل دیسک در دسترس است، ابتدا ماشین خالی بسازید و سپس دیسک را به آن اضافه کنید. دیسکهای VMware معمولاً دو فایل دارند: فایل توصیفی کوچک .vmdk و فایل داده -flat.vmdk؛ هر دو باید در یک پوشه باشند و به دستور، فایل توصیفی را بدهید.
qm create 130 --name db01 --memory 8192 --cores 4 \
--scsihw virtio-scsi-single --net0 virtio,bridge=vmbr0 --ostype l26
qm disk import 130 /mnt/export/db01/db01.vmdk local-zfs
qm set 130 --scsi0 local-zfs:vm-130-disk-0,iothread=1,discard=on --boot order=scsi0پس از اجرای qm disk import، دیسک بهصورت Unused Disk در بخش Hardware ظاهر میشود؛ نام دقیق آن را از خروجی دستور بخوانید. برای تبدیل دیسک پیش از انتقال هم میتوانید از qemu-img استفاده کنید:
qemu-img convert -p -f vmdk -O qcow2 db01.vmdk db01.qcow2کاهش زمان قطعی با Attach Disk و Move Disk
در این روش، ماشین جدید در Proxmox ساخته میشود و دیسک VMDK را مستقیم از یک اشتراک شبکه (مثلاً NFS) که هر دو طرف به آن دسترسی دارند میخواند و بوت میشود. سپس از منوی Disk Action → Move Storage، دیسک در حالی که ماشین روشن است به استوریج نهایی منتقل میشود. قطعی تقریباً به اندازه خاموش کردن در VMware و روشن کردن در Proxmox است، اما این روش به استوریج اشتراکی و دقت بیشتری نیاز دارد.
مرحله ۴: تنظیمات ماشین مجازی پس از انتقال
پس از پایان انتقال و پیش از روشن کردن ماشین، تنظیمات سختافزاری را با این جدول مقایسه کنید:
| تنظیم | مقدار پیشنهادی | توضیح |
|---|---|---|
| BIOS | SeaBIOS یا OVMF (UEFI) | باید با حالت بوت ماشین مبدأ یکی باشد؛ برای OVMF یک EFI Disk هم اضافه کنید |
| کنترلر SCSI | VirtIO SCSI single | همراه با فعال کردن IO Thread و Discard روی دیسک |
| باس دیسک بوت ویندوز | SATA در اولین بوت | پس از نصب درایور به SCSI تغییر کند |
| کارت شبکه | VirtIO (paravirtualized) | کمترین سربار؛ در ویندوز به درایور NetKVM نیاز دارد |
| نوع CPU | host یا x86-64-v<X> | host فقط وقتی همه نودهای کلاستر CPU یکسان دارند؛ در غیر این صورت یکی از مدلهای عمومی x86-64 |
| QEMU Guest Agent | فعال | پس از نصب سرویس داخل سیستمعامل، در بخش Options فعال شود |
qm set 120 --agent enabled=1تغییر دیسک ویندوز به VirtIO SCSI
- ماشین را با دیسک بوت روی SATA روشن کنید و مطمئن شوید ویندوز بدون خطا بالا میآید.
- ISO درایور virtio-win را به یک CD-ROM ماشین متصل کنید و برنامه virtio-win-guest-tools را از داخل آن اجرا کنید؛ این بسته درایورها (از جمله vioscsi، NetKVM و Balloon) و QEMU Guest Agent را نصب میکند.
- ماشین را خاموش کنید و یک دیسک موقت کوچک روی کنترلر VirtIO SCSI اضافه کنید. سپس ماشین را روشن کنید تا ویندوز این کنترلر را شناسایی و درایورش را فعال کند.
- دوباره ماشین را خاموش کنید، دیسک بوت را Detach کنید و همان دیسک را از بخش Unused Disk با باس SCSI دوباره اضافه کنید.
- در Options → Boot Order، دیسک scsi0 را در ابتدای ترتیب بوت قرار دهید و دیسک موقت را حذف کنید.
- کارت شبکه را روی VirtIO قرار دهید و پس از بوت، تنظیمات IP را روی کارت شبکه جدید وارد کنید.
کارت شبکه در ماشینهای لینوکسی
در لینوکس، کارت شبکه VirtIO معمولاً نامی متفاوت از کارت VMXNET3 میگیرد (برای مثال ens18 به جای ens192). با دستور ip link نام جدید را ببینید و فایل Netplan، ifupdown یا اتصال NetworkManager را با آن بهروز کنید؛ جزئیات این فایلها در راهنمای تنظیمات شبکه لینوکس آمده است. اگر آدرس MAC در DHCP رزرو شده، یا MAC قبلی را روی کارت جدید تنظیم کنید یا رزرو را اصلاح کنید.
مرحله ۵: تست و اعتبارسنجی پس از مهاجرت
پیش از اعلام پایان مهاجرت، به روشن شدن ماشین اکتفا نکنید و این موارد را بررسی و نتیجه را ثبت کنید:
- بوت کامل سیستمعامل بدون خطا و اجرای همه سرویسهای مورد انتظار
- اتصال شبکه، DNS و Gateway و دسترسی کاربران و سرویسهای وابسته
- Mount شدن همه دیسکها و درستی فضای دیسک گزارششده
- هماهنگی ساعت سیستم (NTP)، بهویژه برای Domain Controller و سرویسهای احراز هویت
- کارکرد QEMU Guest Agent؛ نمایش IP ماشین در بخش Summary نشانه درست کار کردن آن است
- مقایسه کارایی با خط مبنایی که پیش از مهاجرت از همان ماشین ثبت کردهاید
- اجرای یک بکاپ و انجام یک بازیابی آزمایشی
- بهروزرسانی مانیتورینگ، مستندات و اسکریپتهایی که به نام یا IP هاست قبلی وابسته بودند
برای بکاپگیری از ماشینهای جدید، Proxmox Backup Server گزینه یکپارچه با Proxmox VE است. اگر به طراحی سیاست نگهداری بکاپ و سناریوی بازیابی نیاز دارید، خدمات بکاپ و بازیابی بحران را ببینید.
برنامه بازگشت (Rollback) پیش از شروع مهاجرت
از قبل مشخص کنید اگر ماشین جدید درست کار نکرد، با چه مراحلی و در چه مدتی به VMware برمیگردید:
- ماشین مبدأ را تا پایان دوره اطمینانی که از قبل تعیین کردهاید، در ESXi خاموش و دستنخورده نگه دارید و Datastore آن را پاک نکنید.
- هرگز ماشین مبدأ و مقصد را همزمان روی یک شبکه روشن نکنید؛ نتیجه آن IP و MAC تکراری و در مورد Domain Controller، ناسازگاری در تکثیر Active Directory است.
- اگر رکوردهای DNS تغییر میکنند، TTL آنها را از چند روز قبل کاهش دهید تا بازگشت سریعتر اعمال شود.
- معیار تصمیم را مشخص کنید: چه خطایی و تا چه زمانی باعث بازگشت میشود و چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد.
- برای دادههایی که پس از مهاجرت روی ماشین جدید نوشته میشوند (مثلاً دیتابیس)، روش انتقال برعکس را از قبل تعیین کنید؛ در غیر این صورت بازگشت یعنی از دست رفتن این دادهها.
خطاهای رایج مهاجرت و راهحل آنها
| خطا | علت محتمل | راهحل |
|---|---|---|
| صفحه آبی INACCESSIBLE_BOOT_DEVICE در ویندوز | دیسک بوت روی VirtIO SCSI بدون درایور | باس دیسک را به SATA برگردانید و مراحل نصب درایور را انجام دهید |
| dracut timeout یا emergency shell در لینوکس | نبودن ماژولهای VirtIO در initramfs | با باس SATA بوت کنید، دستور dracut را اجرا و دوباره باس را تغییر دهید |
| پیام No bootable device | ناهماهنگی BIOS و UEFI | SeaBIOS یا OVMF را مطابق ماشین مبدأ انتخاب و برای OVMF یک EFI Disk اضافه کنید |
| ایمپورت بسیار کند | Snapshot روی ماشین مبدأ یا اتصال از طریق vCenter | Snapshotها را حذف و مستقیم به هاست ESXi متصل شوید |
| ماشین بوت میشود اما شبکه ندارد | تغییر نام کارت شبکه یا نبودن درایور NetKVM | نام کارت را با ip link بررسی یا درایور ویندوز را نصب کنید |
جمعبندی و راهنماهای مرتبط
با ابزارهای فعلی Proxmox، خود انتقال کار دشواری نیست و نتیجه مهاجرت از VMware به Proxmox بیشتر به برنامهریزی بستگی دارد: فهرستبرداری کامل، آمادهسازی درایورها، انتقال در موجهای کوچک، تست دقیق و برنامه بازگشت مکتوب. این راهنماها برای قدمهای بعدی به کار میآیند:
- آموزش کانفیگ VMware ESXi برای بررسی تنظیمات فعلی هاستهای مبدأ
- آموزش کانفیگ سرور KVM برای آشنایی با هایپروایزر زیربنای Proxmox
- دانلود Proxmox VE برای آماده کردن نود مقصد
سوالات متداول
آیا مهاجرت از VMware به Proxmox بدون قطعی ممکن است؟
مهاجرت کاملاً بدون قطعی بین دو هایپروایزر متفاوت ممکن نیست، چون ماشین باید در VMware خاموش و در Proxmox روشن شود. با Live Import یا روش Attach Disk و Move Disk میتوان قطعی را به حدود یک راهاندازی مجدد نزدیک کرد.
Import Wizard از چه نسخهای در Proxmox وجود دارد؟
ابزار Import Wizard برای ESXi از Proxmox VE 8.2 اضافه شده و در نسخههای 9.x هم وجود دارد. ایمپورت OVA و OVF از طریق رابط وب هم از نسخه 8.3 در دسترس است.
آیا میتوان ماشینها را از طریق vCenter منتقل کرد؟
بله، اما مستندات Proxmox صراحتاً میگوید ایمپورت از طریق vCenter سرعت را بهشدت کاهش میدهد. بهتر است استوریج ESXi را مستقیم به هر هاست ESXi متصل کنید.
آیا Proxmox برای محیط عملیاتی سازمان مناسب است؟
بله، به شرط طراحی درست کلاستر، شبکه، بکاپ و مانیتورینگ. برای محیطهای حساس، استفاده از مخزن Enterprise با اشتراک رسمی Proxmox (در صورت امکان تهیه) و داشتن برنامه بهروزرسانی منظم توصیه میشود.
مهاجرت هر ماشین مجازی چقدر طول میکشد؟
زمان انتقال به حجم واقعی داده دیسکها، سرعت شبکه بین ESXi و Proxmox، نوع استوریج و وجود Snapshot بستگی دارد. عدد دقیق را فقط با انتقال یک ماشین آزمایشی در شبکه خودتان به دست میآورید.





